<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت اخلاقی</JournalTitle>
                <Issn>2008-7160</Issn>
                <Volume>1</Volume>
                <Issue>4</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2010</Year>
                    <Month>10</Month>
                    <Day>29</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>حسن و قبح از دیدگاه آخوند خراسانی</VernacularTitle>
            <FirstPage>5</FirstPage>
            <LastPage>20</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">29</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>محمد حسین</FirstName>
            <LastName>نصیری</LastName>
            <Affiliation></Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID"></Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2010</Year>
                    <Month>08</Month>
                    <Day>24</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">مسئله‌ی حسن و قبح، در یونان باستان قبل از اسلام مطرح بوده، و در میان متکلمان اسلامی رشد یافته است. در این میان، اصولی معروف، ملامحمد کاظم آخوند خراسانی نظریه‌ی سازگاری و ناسازگاری با قوه‌ی عاقله را درباره‌ی حسن و قبح عقلی ارائه کرده است. در این دیدگاه در بخش معناشناسی، اختلاف در سعه و ضیق وجودی موجب آثار خیر و شر، و آن هم سبب سازگاری و ناسازگاری با قوه عاقله می شود که مدح و ذم فاعل را فراهم می آورد. رویکرد هستی شناسی در این معنا بسیار قوی است؛ زیرا جهت کمال و نقص وجودی افعال را در ادراک ملایمت و ناملایمت دخیل می داند. همچنین با مطلق گرایی در قضایای اخلاقی هماهنگی تام دارد. از جنبه‌ی معرفت شناسانه، بر مبنای واقع گرایی در قضایای اخلاقی، معرفت حسن و قبح توسط عقل امکان پذیر شمرده می شود؛ زیرا از راه سازگاری و ناسازگاری با قوه‌ی عاقله، عقلی بودن ارزش ها اثبات، و در پی آن حسن و قبح افعال درک، و ضرورتاً موجب مدح و ذم فاعل مختار می شود. این مسئله در برابر مشهوری دانستن قضایای اخلاقی است که برای حسن و قبح، واقعیتی جز شهرت و تطابق آرای عقلا قائل نیست.</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">ذاتی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">حسن</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">قبح</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">آخوند خراسانی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">عقلی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">اعتباری.</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
