<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معرفت اخلاقی</JournalTitle>
                <Issn>2008-7160</Issn>
                <Volume>17</Volume>
                <Issue>2</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2027</Year>
                    <Month>03</Month>
                    <Day>06</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>نقد مبانی اخلاقی نظریه واقعیت درمانی گلاسر از منظر آیت‌الله مصباح یزدی (ره)</VernacularTitle>
            <FirstPage></FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">5003644</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi">10.22034/marefateakhlagi.2026.5003644</ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>امیر</FirstName>
            <LastName>قربان پور لفمجانی</LastName>
            <Affiliation>دانشیار - دانشگاه گیلان</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0000-0003-3548-5629</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2026</Year>
                    <Month>02</Month>
                    <Day>12</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">پژوهش حاضر با هدف نقد مبانی اخلاقی نظریه واقعیت‌درمانی ویلیام گلاسر از منظر نظام اخلاقی آیت‌الله مصباح یزدی انجام شده است. گلاسر با رویکردی انسان‌محور و نیازبنیاد، اخلاق را به «انتخاب مسئولانه برای ارضای نیازهای پنج‌گانه (بقا، تعلق، قدرت، آزادی و تفریح) در چارچوب واقعیت» تقلیل می‌دهد و غایت آن را «هویت موفق» دنیوی می‌داند. در مقابل، نظام اخلاقی آیت‌الله مصباح با ابتناء بر «حب ذات» به مثابه بنیاد انگیزش و «قرب الهی» به عنوان کمال نامتناهی، اخلاق را در مقدمیت افعال برای نیل به این غایت متعالی و انجام آنها با نیت تقرب به خداوند تعریف می‌کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد نظریه گلاسر با نقدهای بنیادینی از جمله نسبی‌گرایی اخلاقی، تحویل‌گرایی انسان‌شناختی، ابهام در مفهوم واقعیت، عدم تبیین منشأ الزام اخلاقی و غایت‌شناسی فروکاسته مواجه است. واقعیت‌درمانی هرچند به مثابه روش درمانی در افزایش مسئولیت‌پذیری مؤثر است، اما به عنوان نظام اخلاقی جامع، فاقد پشتوانه هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی لازم بوده و از ترسیم افق متعالی حیات اخلاقی ناتوان می‌ماند.</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">واقعیت‌درمانی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">ویلیام گلاسر</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">آیت‌الله مصباح یزدی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">حب ذات</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">قرب الهی</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
