مناسبات اخلاق و حكمت عملي در اخلاق نيكوماخوس

سال هفتم، شماره اول، پياپي 19، بهار وتابستان 1395

سيدحميدرضا حسني / استاديار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه                                          hrhasani@rihu.ac.ir

دريافت: 21/02/1395 ـ پذيرش: 25/07/1395

چکيده

بحث از حکمت عملي، پرداختن به اساسي ترين پرسش هاي فلسفي انسان است. سؤال از اينکه «چه مي توان کرد؟» يا «چه بايد بکنيم؟» يا «چگونه بايد عمل و اقدام کرد؟»، از مهم ترين پرسش هاي اساسي حيات انساني است. توضيح عناصر اساسي نظريۀ حکمت عملي و هويت اخلاق از ديدگاه ارسطو، تحت عنوان توده‏اي از تقسيم‏بندي هاي متنوع معرفتي و وجودي به نمايش گذاشته است. اين تقسيم بندي ها، به نحوي توسط ارسطو به کار گفته شده اند که وجوه مختلف کارکردها و نقش هايي که ما در تهذيب اخلاق و حکمت عملي و حتي علوم انساني با آن مواجه هستيم، در ضمن يک نظام واحد ترسيم شده اند. اين نوشتار بر آن است تا با ارائه نگاهي مستند به نظرية اخلاق ارسطو و تحليل و بررسي آن، مناسبات بين اخلاق و حکمت عملي را از ديدگاه وي مورد واکاوي قرار دهد.

کليدواژه ها: اخلاق نيکوماخوس، اخلاق فضيلت، حکمت عملي، ارسطو، اخلاق.