شهودگرايي اجتماعي؛ روان شناسي استدلال اخلاقي از منظر جاناتان هيد

سال هفتم، شماره اول، پياپي 19، بهار وتابستان 1395

صالح قربانيان / دانشجوي دكتري اخلاق اسلامي دانشگاه معارف قم                   salehgh313@gmail.com

دريافت: 23/03/1395 ـ پذيرش: 15/09/1395

چکيده

استدلال هاي اخلاقي، از ديرباز نقش مهمي در اخلاق ايفاء مي کردند. به همين دليل، همة  نظريات اخلاقي، به نوعي درگير با اين موضوع بودند. با ورود فلسفه هاي مضاف به عرصه علم اخلاق، يکي از علم هايي که به غني تر شدن اين علم کمک کرد، روان شناسي اخلاق بود. روان شناسي اخلاق، مسائل مهم اخلاق، از جمله مفهوم استدلال اخلاقي و جايگاه آن را در قضاوت هاي اخلاقي توسعه بخشيد. اين علم، با کمک مطالعات ژنتيکي و در نهايت، در سال هاي اخير با مطالعات عصب شناسي، استدلال اخلاقي را توسعه داد. مدل شهودگرايي اجتماعي جاناتان هيد، از نتايج تحقيقات عصب شناسي قرن بيستم و داراي پس زمينه هاي قوي فرهنگي است که تفاوت هايي با مدل کاري پياژه و کلبرگ دارد. اين مقاله، با رويكرد تحليلي و نظري در پي تبيين و تحليل اين نظريه و ارائة پيشنهادهايي براي چگونگي نقد اين ديدگاه مي باشد.

کليدواژه ها: استدلال اخلاقي، شهود، شهودگرايي اجتماعي، قضاوت اخلاقي، جاناتان هيد.