بررسي وجوه سه‌گانة غير واقع‌گرايي اخلاقي؛ مبتني بر پوزيتيويسم منطقي و فلسفة تحليلي

قيمت مقاله الكترونيكي: 
1500تومان

سال نهم، شماره دوم، پياپي 24، پاييز و زمستان 1397

محمد سربخشي / استاديار گروه فلسفه مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره    Sarbakhshi50@Yahoo.com
دريافت: 02/04/1397 - پذيرش: 12/0/1397
چکيده
امرگرايي کارناپ، احساس‌گرايي آير و استيونسن و هدايت‌گرايي يا توصيه‌گرايي هير، مکاتبي غيرواقع‌گرا هستند که علي‌رغم تفاوت‌هاي‌شان، در انکار واقعيت ارزش‌هاي اخلاقي، بر اساس رويکرد پوزيتيويستي و فلسفة تحليلي با يکديگر هم‌نظرند. امرگرايي کارناپ، احساس‌گرايي آير و استيونسن، وجوه مختلف يک طرز تلقي فکري هستند که با اصرار بر اصل تحقيق‌پذيري تجربي از يک سو، و تحليل معناي واژه‌ها با رويکرد تجربي از سوي ديگر، به تبيين واقعيت‌داري يا عدم واقعيت امور مختلف دست مي‌زنند. همين امر، در حوزة اخلاق موجب سقوط آنها به ورطة غيرواقع‌گرايي اخلاقي شده است. هير نيز گرچه پوزيتيويست نيست و طرفدار فلسفة تحليلي است، اما رويکرد تجربي در موضع‌گيري‌هاي اخلاقي اين فيلسوف نيز نمايان است. اساساً همة فلاسفة تحليلي، چنين رويکردي دارند. عدم توجه به واقعيت‌هاي انتزاعي، که ارزش‌هاي اخلاقي، از آن قبيل‌اند، از عوامل اصلي اشتباه فوق و بلکه اغلب اشتباهات فلاسفة غرب است. در اين مقاله، با توضيح مکاتب سه‌گانة فوق، به نقد و بررسي آنها پرداخته و نشان داده‌ايم دچار چه اشکالات و نقدهايي هستند.
کليدواژه‌ها: غيرواقع‌گرايي، امرگرايي، احساس‌گرايي، توصيه‌گرايي، پوزيتيويسم منطقي، فلسفة تحليلي.